«Ca Ira» اپرایی است بر اساس اشعار «اتیین روداژیل» (Etienne Roda-Gil) شاعر اسپانیاییتبار فرانسوی. این اشعار در طول ساخته شدن اپرا توسط «نادین روداژیل» (Nadine Roda-Gil) همسر نقاش این شاعر به تصویر کشیده میشد. البته این نقاش در بین راه راجر و اتیین را تنها گذاشت و از دنيا رفت. واترز این اپرا را در سه پرده (Act) و برای دو اجرای انگلیسی و فرانسوی ساخته است. پس از یک مقدمهی دو قسمتی شامل «وزش طغيان» و «اورتور»، پردهي اول که از پنج صحنه تشکیل شده است، آغاز میشود: 1- 1763 باغی در وین، 2- پادشاهان، 3- شکایات مردم و سرزمین فرانسه، 4- حکومت فرانسه و 5- زندان باستی. شخصیتهای اصلی این اپرا را «ژانلوک شنو» (Jean-Luc Chignaud- خوانندهي باریتون)، «پل گراوز» (Paul Groves – خوانندهي تنور)، «ینگ هوانگ» (Ying Huang – خوانندهي سوپرانو) و «اسماعیل لو» (Ismael Lo) اجرا میکنند. «ریک ونتورث» (Rick Wentworh) رهبری ارکستر را بر عهده داشته و «گوین رایت» (Gavyn Wright) ویولن اول ارکستر را نواختهاست. پردههای دوم و سوم اپرا نیز به ترتیب چهار و پنچ قسمتی هستند. پردهي دوم شامل اين قسمتها است: 1- جنبش اکتبر، 2- نامه، 3- بردگان، و 4- بنا بود باقی بماند و پردهي سوم از پنج قسمت به نامهای: 1- فرار شاه، 2- کمون پاریس، 3- پادشاه شومبخت، 4- ماریآنتوانت، آخرین شب زندگی و 5- آزادی تشکیل شده است. گروه کر «London voices» به سرپرستی «تری ادوارد» (Terry Edwards) همراه با «دستهي آواز کودکان» از اپرای ملی پاریس در کنار کر اوراتوریوي لندن به رهبری «مایک مککارتی» (Mike McCarthy) اجرای این اپرا را همراهی کردهاند.
یادداشتی از راجر واترز برای اپرای Ca Ira
بهلطف
دوست عزیزم «فیلیپ کنستانتین»، سال 1986 با «اتیین روداژیل» در گردهمایی
دموکراتیکی جهت همدردی با دانشجویان سوربن و اعتراض به رویدادهایی که در
حال وقوع بود، آشنا شدم. ناآرامیهای پاریس با سرهای شکسته و صدای فلزی سم
اسبهای پلیس سوار در میدان «گرونور» آمیخته شدهبود.
ما، در شیکاگو بیهیچ تجربهای، تنها با شادابیجوانی و سکوت قصد داشتیم نشانهای اعتراضی را از خود برجای بگذاریم. اثری که با گفتار و موسیقی بتواند افکار عمومی را عمیقاً تحت تاثیر قرار دهد.
حدود بیست سال بعد، اتیین با تعداد زیادي متن (دو اثر برای کودکان و دو رمان) به همراه فیلیپ از طرف شرکت EMI و با یک درخواست غیرعادی به سراغم آمد. اتیین و همسرش «نادین» متنی مصور را نشان من دادند. متن، اپرایی بود دربارهی نقلاب فرانسه با نام «Ca Ira». نادین بر اساس متن تصویرسازیهايي انجام داده بود.
اتیین از من پرسید که آیا میتوانم برای Ca Ira موسیقی بسازم؟ پرسیدم: «Ca Ira به چه معنی است؟» پاسخ داد كه اين واژه زمان آیندهی Ca va است به این معنی که «به سامان میرسد».
پانزده سال گذشت. متن اپرا را با دقت مطالعه کردم. با علاقه شاهد شرافت و عشق این دو نفر بودم. در این متن با حواشی مسیر تاریک و ناشناختهی تاریخ برخورد کردم و نگاهم به سمت بانیان و مسببان افراطی استیلاي سیاسی معطوف شد. آنانی که همواره ما را با بیگناهی تمام به نام آزادی سلاخی کردهاند. اما توطئهي دوران وحشت آشکار و برملا شد. سربازان انقلابی از درون برجهایی برساخته از وعده و وعید، دوباره طغیان کردند. سلاخان، لباس حقوق الهی برتن، صلح و صفای پس از انقلاب را در قربانگاه سود و نفع شخصی قربان كردند... و انقلاب به شکلی استحاله شده از آستانهای نوین پدیدار شد. اتيين، نادين و فيليپ كنستانتين با ثبت مجدد اين رويداد اثری بر جا گذاشتند که چیزی نیست جز «نیکی بیشتر» در آنچه «به سامان میرسد»، در Ca Ira یا همان امید...
دربارهی Ca Ira
با
اینکه حدود دویست سال از واقعهی انقلاب کبیر فرانسه میگذرد، اما هنوز
فرانسویان و سایر ملل اروپایی به این رخداد نظر میکنند. فرانسویها گویی
بهدنبال تحقق آن چیزی هستند که در انقلاب بهدست آمد و بسیار زود از دست
رفت. اما آن چیز چیست؟ شاید چندین چیز، شاید «زمان از دست رفتهی انقلاب».
در قرن بیستویکم نیز فرانسه در پی شبیهسازی این تحول اجتماعی- سیاسی
بود. اول در سال 1968 با شورشهای دانشجویی که در نهایت به «هیچ» ختم شد و
سپس در همین اواخر، با به آتش کشیدن ماشینها و فروشگاهها و همواره در
لحن سخنرانی اندیشمندان، فیلسوفان، سیاستمداران و حتی مردم طبقهی متوسط
چیزی از سخنوریهای پرشور و ادبی دوران انقلاب وجود دارد.
![]() | اپرای Ca Ira دارای ویژگیهای متضادی است، شاید در هیچ اثر معاصری، این تعداد نکتهی ضعیف و قوی در یکجا جمع نشده باشد. |
اپرای Ca Ira نیز از این مقوله مستثنی نیست. با اینکه نویسنده و شاعر این اپرا اتیین روداژیل اهل اسپانیا است، اما در فضای کاملاً فرانسوی رشد کرده و از آن مهمتر فرانسوی اندیشیده است.
اپرای سه پردهای Ca Ira بهلحاظ نگارش متن و موسیقی اثری است رومانتیک. اشعار با تناسبی نسبتاً مطلوب خط اصلی داستان انقلاب را با شخصیتهایي تخیلی (موسی، لولیال، کشیش، ماری ماریین) كه راویان ادبی و اجرایی این اپرا هستند و هیچگونه سندیت تاریخی ندارند، بهپيش ميبرد. رداژیل از پرداخت به داستانهای حاشیهای و خودساخته مانند عشق و هجران جوانان شورشی اجتناب کرده و تنها به رویداد اصلی انقلاب پرداخته است. البته بسیار استادانه ...
اما هنوز پرسشهای کلی در میان است: چه توجیهی برای به خدمت گرفتن موسیقی در مفهوم انتزاعی آن جهت بیان آنچه پایان پذیرفته وجود دارد؟ بیان ایدهای تحقق نیافته که در آینده نیز محقق نخواهد شد: آزادی، برابری و برادری ...!؟
تا چه زمان موسیقی و به طور کلی هنرهای زیبا بايد در خدمت بنده و بردهي امور اجتماعی – سیاسی تمدنها قرار داشته باشند... از تاریخ متنفرم!
موسیقی اپرا
اپرای
Ca Ira دارای ویژگیهای متضادی است. به زعم این قلم، شاید در هیچ اثر
معاصری، این تعداد نکتهی ضعیف و قوی در یکجا جمع نشده باشد. به لحاظ
ویژگیهای موسیقی آکادمیک امروز، آهنگسازی این اپرا «میانحال» است. این
نظر به هیچوجه سلیقهای نیست: استفاده از هارمونی نوین (قرن بیستم) و
اصرار به بکارگیری اصوات هارمونیک مکتب قرن نوزدهمی پاریس که بیشتر به
نوعی کپیکاری شبیه است. اما در عین حال سازبندی (Orchestration) مناسب و
دقیق توانسته کمی از این ضعف را بپوشاند. در جهان موسیقی آکادمیک، و در
بسیاری از موارد، ضعف رفتار ملودیک و هارمونیک کپیکاری و تقلید را به
وسیلهی سازبندی، اضافه كردن رفتارهای قوی دینامیک، شدتها، آکسانهای
بجا و سونوریته مخفی میکنند. البته این امر (مخفی کردن) نه بهعنوان ضعف
بلکه بهعنوان هوشمندی آهنگساز، تنظیمکننده و رهبر قلمداد میشود. دیگر
زمانهی آهنگسازان همه فن حریف به آخر رسیده است.
این اثر به لحاظ تکنیکهای آهنگسازی نیز کمبودهای شدیدی را درخود دارد: عدم استفاده از مودولاسیون (Modulation) بهجز در اورتور، عدم بهکارگیری تکنیکهایی چون «ایمیتیشن» (Imitation) و آنتیفونی یا هرگونه رفتار مبتنی بر کنترپوان، از آن جمله ایرادهای تکنیکال Ca Ira به حساب میآید. البته ناگفته نماد که چند تکرار ایميتیشن در اوایل اپرا وجود دارد که بسیار زود از طرف آهنگساز فراموش میشود و این ضعفها تا حیطهی ساخت ریتم و ضربآهنگ نیز ادامه مییابند.
مسالهي دیگر
استفاده از جلوههای صوتی (Sound Effects) است. از صدای باد و غارغار کلاغ
گرفته تا توپ و تفنگ و صدای افتادن تیغهی گیوتین. این مساله دلالت بر
نوعی سادهاندیشی در تواناییها و پتانسیل کر و ارکستر دارد. با نگاهی به
موسیقی اواخر سدهی نوزده و اوایل قرن 20 میتوان نمونههای درخشانی را در
زمینهي ایجاد فضا و حیطههای طبیعی، با افکت ارکسترال و کرال مشاهده كرد
که بارزترین آنها آثار «کلود دبوسی»، آهنگساز بزرگ امپرسیونیست فرانسوی
است. البته نباید سوابق قبلی و رسوبات موسیقی راک و الکترونیک آهنگساز را
فراموش کرد.
![]() | این اثر به لحاظ تکنیک آهنگسازی کمبودهای شدیدی را درخود دارد كه از آن جمله ميتوان به عدم استفاده از مودولاسیون بهجز در اورتور، عدم بهکارگیری تکنیکهایی چون ایمیتیشن و آنتیفونی و یا هرگونه رفتار مبتنی بر کنترپوان اشاره كرد |
بیشک ذهنیت
راجر واترز فعال و تربیت شدهاست. جای شگفتی است که آهنگسازی که زبان
مادریاش فرانسوی نیست، با این قدرت بتواند مفاهیم و اشکال (Forms) ادبی
متن را درک و موسیقی خود را با آن همسان سازد. استعارات و بازیهای زبانی
اتیین روداژیل کمی پیچیده است و واترز به شکل قابل قبولی توانسته تا
موسیقی را تا حد تغزل (Poesie) زیبایی متن بالا بکشد. از سه پرده از این
اپرا، پردهی اول بهترین و پرانرژیترین پرده است. واترز هرچه در توان
داشته را در حیطهی ملودیهای زیبا و ساده، بیان احساسی قوی و تنوع صدایی
به نمایش گذاشته، اما او از هیچگونه اقتصاد رفتاری معقولانهای برخوردار
نیست و تمام دارایی خود را در همان اول خرج کردهاست. روند کلی اپرا از
صعود بتدریج به سمت افول در اواخر پردهی سوم معطوف میشود. مقدار زیادی
از این نقایص به وسیلهی اجرای مطلوب ارکستر، تکخوانها و بخصوص «گروه
آواز کودکان اپرای ملی پاریس» پوشانیده شدهاست. همراهی (Accmpagnement)
مطلوب ارکستر، صدادهی شفاف، بیان نسبتاً سلیس و شمردهی واژگان از نکات
مثبت اجرای این اپراست.
شاید متن حاضر متناقض باشد، که البته این
تناقضات ریشه گرفته از تناقضات ساختاری اپرای Ca Ira است. باید گفت که این
اثر در حیطهی موسیقی ارکسترال علمی حرف زیادی برای گفتن ندارد، اما شجاعت
یورش راجر واترز به چنین پروژهی حجیم و خطرناکی بسیار ستودنی است.