صدای آلمان:چندين سال است که در کشورهای مختلف جهان، حضور جوانان در جنبش
حفظ محيط زيست پررنگتر شده است. ايران نيز از اين قاعده مستثنی نيست.
افزون بر اين، بحث محيط زيست در رسانهها نيز جايگاه ويژهای يافته است.
اما براستی اين ,محيط زيستی, که اين همه از آن صحبت ميشود، چرا
ناگهان توجهها را به خودش جلب کرده و همه از خطرهايی ميگويند که تهديدش
ميکند؟
خانم دکتر منيره مجلسي، استاد دانشگاه شهيد بهشتی تهران در رشتهی
بهداشت محيط زيست، از ايران قديم ميگويد و علت افزايش توجه به محيط زيست
را اينگونه ارزيابی ميکند: ,برای اينکه مسايل محيط زيست به اندازهی الان
مهم نبود. اينقدر گريبان مردم را نگرفته بود. مثلا ۵۰ سال پيش اگر از محيط
زيست صحبت ميشد، مردم چندان توجهی نميکردند، با وجود اينکه در آن موقع
هم آلودگی هوا وجود داشت. ولی اين مسئله indoor بود. ما در صد سال گذشته
هم در ايران indoor airpollution هم داشتيم. مردم در خانههايشان هيزم
ميسوزاندند يا چراغ نفتی داشتند، گازCO حاصل از بخاری باعث کشتن مردم
ميشد که اينها همه همان air pollution بود ولی از نوع outdoor نبود. اين
ابعاد را نداشت و چون در خانهها اتفاق ميافتاد، کسی هم به آن توجه
نميکرد. جامعه صنعتی نشده بود. الان که کشور توسعه پيدا کرده و صنعتی شده
هم indoor و هم outdoor را داريم.,
رشته محيط زيست در دانشگاههای ايران
پس با آغاز روند صنعتی شدن، آلوده کردن محيط زيست به بيرون از
خانهها گسترش پيدا کرد و به حدی رسيد که اکنون زنگهای خطر به صدا درآمده
است. بخصوص در کشورهای صنعتی دائما از خطری صحبت ميشود که آيندگان را
تهديد ميکند.
اما آيا نسل آينده خود از بلايايی که ميتواند با آن مواجه شود، آگاهی
دارد؟ آيا جوانان و بخصوص جوانان ايرانی به محيط زيست و مسايل مربوط به آن
توجه نشان ميدهند؟ آيا محيط زيست در عرصهی علمی ايران جايی دارد؟
به گفتهی دکتر مجلسی: ,رويكرد جوانان به مسايل محيط زيست خيلى بيشتر
از گذشته است، به علت اينكه آنها مىدانند كه موضوع محيط زيست منحصر به
قشر معينى از جامعه نيست و مسايل محيط زيست مربوط به تمامى اقشار از جمله
جوانان است. چون رشتههاى محيط زيست در ايران كنونى گسترش پيدا كرده و
مىدانيم كه براى شروع هر كارى، آگاهى داشتن از آن موضوع اولين قدم است.
ما در ايران دانشکدهی محيط زيست داريم. ما الان در دو رشته راجع به محيط
زيست صحبت ميکنيم. يکي از آنها environmental health يا بهداشت محيط
است که مربوط ميشود به دانشگاههای علوم پزشکی کشور که در اين رشته
همانطوری که از کلمهی بهداشت برميآيد، پيشگيری از آلودگيها و خيلی از
درسهای جانبی مهندسی که مربوط به بهداشت محيط ميشود و چيزهای ديگر در
علوم پزشکی تا حد ليسانس، فوق ليسانس و دکترا. بعد همين دانشجويانی که
محيط زيست ميخوانند، ميتوانند برای فوق ليسانس و دکترا در رشتهی محيط
زيست ادامهی تحصيل بدهند.,
پرسش اينجاست که آيا رشتهی محيط زيست توانسته توجه جوانان ايرانی را
برانگيخته و مثل خيلی از رشتههای ديگر نظر برگزيدگان کنکور را به خود جلب
کند؟
سعيد کاردار، دانشجوی دورهی دکترای رشتهی ,مهندسی محيط زيست, در اين
مورد خوشبين است: ,رشتهی محيط زيست از رشتههايی است که اگر هر تعدادی
ظرفيت دانشجو داشته باشد، مطمئنا پر ميشود و از همين آمار ميشود فهميد
که علاقهی جوانها و دانشجوها به اين رشته هنوز وجود دارد.,
علاقه زياد دختران به تحصيل در رشته محيط زيست
مونا محمدي، دانشجوی دورهی کارشناسی رشتهی مهندسی محيط زيست، از
دلايلی ميگويد که باعث شد، اين رشته را برای تحصيل انتخاب کند: ,به خاطر
علاقهی زيادی که به محيط اطرافم داشتم، به طبيعت، به حيات وحش. دنبال
رشتهای ميگشتم که با روحياتم جور باشد. من اول گرايش ديگری ميخوندم،
چون محيط زيست زيرشاخهی رشتهی منابع طبيعی هست. من اول رشتهام، مهندسی
منابع طبيعی با گرايش مرتع و آبخيزداری بود که دو سال اين رشته را خواندم
و احساس کردم، خيلی فنی است و زياد با روحياتم جور در نميآيد. به همين
دليل اين ريسک را کردم و تغيير رشته دادم و محيط زيست را انتخاب کردم و
احساس کردم، دقيقا همان چيزی است که ميخواهم.,
به گفته او بيش از ۹۰ درصد از دانشجويان رشتهی مهندسی محيط زيست در
مقطع کارشناسی را دخترها تشکيل ميدهند. سعيد کاردار نيز در تأييد حرف او
متذکر ميشود: ,ظاهرا چيزی که ما ميبينيم، در اين رشتهها در مقطع
کارشناسی الان بالای ۷۰ تا ۸۰ درصد دانشجويان اين رشته را خانمها
گرفتهاند.,
اما واقعا چرا دخترها به رشتهی محيط زيست علاقهی بيشتری نشان
ميدهند. او معتقد است:,شايد علاقهای که خانمها به طبيعت دارند و فکر
ميکنند که محيط زيست مثل طبيعت است. در اين رشته خانمهای موفق در ايران
زياد بودند. يعنی ما اگر بخواهيم تقسيمبندی بکنيم، خانمهايی که در
رشتهی محيط زيست آمدند به نسبت موفقتر بودند نسبت به ساير رشتههای هم
ردهی آن. يعنی اگر رشتههای پزشکی و مهندسيهای خيلی تاپ را از رده خارج
بکنيم، در رشتههای هم ردهی خودش خانمی که آمده در رشتهی محيط زيست،
خيلی موفقتر بوده تا دوستانی که رشتههای ديگری را انتخاب کردند.,
به عقيدهی مونا محمدي، با وجود تمامی محدويتهايی که در ايران برای
اشتغال زنان وجود دارد، زنان توانمند ميتوانند، جايگاه مناسب خود را در
اجتماع پيدا کرده و در اين زمينه ارتقاء يابند: ,ميدانم که حالا شايد در
زمينهی کارهای اجرايي، عملياتی و پروژهای کمتر از خانمها استفاده بشود،
به خاطر محدوديتهايی که وجود دارد، ولی در زمينهی کارهای تئوريک،
کارهايی که اداری است مشکلی نيست. اگر هر کسی تواناييهای خود را قبول
داشته باشد و خودش را نشان بدهد، حتما از او استفاده ميشود.,
توجه جوانان ايرانی به مسايل محيط زيست
اما بايد پرسيد، در جامعهای مانند ايران که جوانانش با مشکلات
متعددی روبرو هستند، جوان چگونه ميتواند با وجود مشکلات متعددی که با آن
روبرو است، به محيط زيست فکر کند. آيا پرداختن به مسئلهی محيط زيست در
چنين جامعهای تجمل محسوب نميشود.
به گفته سعيد کاردار: ,شمشير تيز محيط زيست هنوز در ايران برنده است و
به عنوان يک موضوع تجملی ديده نميشود، بلکه به عنوان نياز روز ديده
ميشود و مبحث آلودگی هوا در تهران از مباحثی است که هر کسی که در شهرهای
بزرگ زندگی ميکند، خودش با آن درگير است و کسی که در هر کوچک هم زندگی
ميکند، مطمئنا آن را ميشناسد. روی اين اساس ميشود گفت، که نميتوان به
آن به عنوان تجمل و ابزار تبليغاتی نگاه کرد، بلکه به عنوان نياز روز
جامعه ميتوان به آن نگريست.,
آيا جوان ايرانی حاضر است، برای حفظ محيط زيست از حيطهی حرف و حتی
رفاه خود بگذرد، مثلا به جای استفاده از اتومبيل شخصياش از وسيلهی
نقليهی عمومی استفاده کند، آيا حاضر ميشود از خودش بگذرد.
مونا محمدی لزوم فرهنگسازی را به اندازهی وجود وسايل نقليهی عمومی
کافي، مهم ميداند: ,ممکن است يک جوان حوصلهی اين که با اتوبوس اين طرف و
آن طرف برود را نداشته باشد، ترجيح بدهد، با اتومبيل شخصياش برود و يا
تفريح بکند، ولی آن هم قطعا اگر فرهنگسازی شده و آگاهی و اطلاعات بيشتر
شود، آنها هم رعايت کنند. من فکر ميکنم، اينجا بيشتر مسئلهی فرهنگسازی
مهم است. بعضی چيزها بخصوص در ايران بنيادين نيست و از پايه مشکل دارد.,
مسئوليت اين فرهنگسازی بر عهدهی کيست؟ به عقيده دکتر منيرهی
مجلسی قسمتی از اين مسئوليت بر عهدهی ,ان جي او, ها يا سازمانهای غير
دولتی است که به گفتهی او در حال حاضر بيشتر از ۵۰ درصد اعضای آنها را
جوانان تشکيل ميدهند.
خانم مجلسی در پاسخ به اينکه اعضای جوان اين سازمانها، اين
فرهنگسازی را برای چه کسانی انجام ميدهند، ميگويد: ,به جوانهای ديگر و
معمولا به بچههايی که در مدارس هستند. ما الان انجياو هايی داريم که
اعضای آن جوانند و برای تبليغهای زيستمحيطی به مدارس ميروند و حتی در
حد مهد کودکها پروژههايی گرفتند و اين فرهنگسازی را در حد مهد کودک،
دبستان، راهنمايی و مقاطع بالاتر انجام ميدهند. اين فعاليت اگر چه گسترده
نيست، ولی وجود دارد.,
با وجود اين به نظر نميرسد که راه برای فعاليت ,ان جی او,های جوان
چندان هم هموار باشد. مونا محمدی که خود دانشجويی جوان است از مشکلاتی
ميگويد که بر سر راه فعاليت ,ان جي او,های جوان وجود دارد: ,حتی من يک
NGOيی تأسيس کردم، يک فعاليتی ميکرديم، ولی متأسفانه چون از طرف مسئولين،
از اساتيد و مسئولين دانشگاهی گرفته تا مقامات بالاتر، چون آنجوری که بايد
جدي نميگيرند، يک مقداری آدم دلسرد ميشود. يعنی فکر ميکنيم، اگر
انفرادی عمل کنيم، شايد بهتر باشد.,
خانم دکتر مجلسی که خود عضو انجمن زنان مبارزه با آلودگی محيط زيست
است، دولت را به حمايت از سازمانهای غير دولتی جوان تشويق ميکند: ,دولت
بايد تلاش كند كه ان جو هاى جوان توانمند شوند. تا بتواند حضور موثرشان
را در تصميمگيرى و تصميمسازى داشته باشد. دولت بايد تلاش كند كه NGOهای
جوان توانمند شوند. تا بتواند حضور موثرشان را در تصميمگيری و تصميمسازی
داشته باشد.,
نقش رسانهها در بحثهای محيط زيست
رسانهها هم ميتوانند نقش بسزايی در ارائهی تبليغات زيستمحيطی
داشته باشند. آيا رسانهها در ايران به اندازهی کافی در اين زمينه فعاليت
ميکنند؟ دکتر مجلسی در اين باره متذکر ميشود: ,نه متأسفانه، البته جديدا
بخصوص برنامههای تلويزيونی يک تکانی خورده، ولی اصلا اينطور نيست،
ميتوانم به جد بگويم که تا پارسال خصوصا رسانهها هيچ فعاليت مفيدی
نکردند، ولی ميشود اميدوار بود و جای کار دارد، شايد آنقدر که بايد و
شايد جدی گرفته نميشود، خصوصا از طرف دولت.,
سعيد کاردار نيز به کمبود رسانههای تخصصی محيط زيست اشاره ميکند:
,ماهفتهای داريم به نام هفتهی محيط زيست. در اين هفته کل رسانهها بر
روی محيط زيست تمرکز ميکنند يا اگر يک پروژهی عمرانی مثلا آزادراه
تهران ـ شمال بخواهد لنگ بماند به علت محيط زيست، از جانب رسانههای
حملهای ميشود به سازمانی که مانع کار شده. در اينجا کمبود آن رسانهی
تخصصی يا ,ان جی او, حس ميشود، که چيزی باشد از دل مردم برخاسته باشد،
نظرات مردم را ارجاع دهد که هر رسانهای نتواند هر اظهار نظری بکند تا تحت
فشار رسانهها هر تصميمی گرفته نشود.,
مجلات تخصصی هم ميتوانند در زمينهی ايجاد آگاهيهای لازم نقشآفرين
باشند. مونا محمدی در مورد تعدد مجلات محيط زيست در ايران ميگويد: ,بيشتر
مجلاتی که وجود دارد، از طريق خود ,ان جي او, ها است. مثلا مجلهی ,جنگل
و مرتع, که خيلی مجلهی معتبری هست، ولی بيشتر به مقولهی فضای سبز و
بيابانها ميپردازد، ولی در زمينهی حيات وحش مجلهی تخصصی وجود ندارد،
در زمينهی آلودگيها خيلی محدود، حتی بودند بعضی مجلاتی که چند شماره چاپ
شد و بعد ديگر منتشر نشد. سازمان حفاظت از محيط زيست مجلهی تخصصی دارد که
ميشود گفت، در حال حاضر تنها مجلهی معتبری است که ميتوان به عنوان مرجع
از آن استفاده کرد. ,
خانم دکتر مجلسی معتقد است، محيط زيست موضوع همهی اقشار جامعه است و
همه بايد برای حفظ آن دست به دست هم بدهند: ,مشارکت، برای نجات زمين بايد
فراگير باشد، نبايد فکر کنيم که اين کار را فقط بايد جوانان بکنند، از او
که در کودکستان است تا سالمندان بايد در اين امر مشارکت کنند. ولی
جوانهای چون توانايی بيشتری دارند و فکرشان بازتر است، بايد مشارکتشان
جديتر و بيشتر باشد.,
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 23:23  توسط آسمان دیلی نیوز
|